عاشق کوی تو را آنفولانزای خوکی چه باک ؟!
1. سلام
2. به حول و قوه الهی برای دومین بار دارد توفیق میشود که به حج برویم. در دومین سال متوالی ولی اینبار با خانواده محترم. همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه خبر آنفولانزای خوکی در اذهان مردم پیچید!
3. از آنجایی که فامیل و آشنایان خیلی ما رو دوست دارند، به ما اطلاع میدادند که در رفتنتون تجدید نظر کنید یا تحقیق بیشتری کنید و غیره. این حواشی تا دیشب ادامه داشت تا این که یکی از حاجی های فامیل با ما تماس گرفت و راه درست رو نشونمون داد. حتی با یکی از مسئولین هوایی در جده هم مشورت کرده بودیم ولی با خدا نه!
استخاره نوعی مشورت با خداست. جایی که انسان در حد و توان خود از عقل اسفاده کرده ولی به جایی نرسیده است.
من که یک بار زودتر از خانواده، به حج رفته بودم از اول با پیش کشیدن بحث آنفولانزای خوکی مخالف بودم. نظرم این بود که یک لحظه در مسجد النبی را با هیچ چیز نمیشود عوض کرد. و حالا که توفیق شده باید رفت.
اما خانواده، برای قرص شدن دلشان و نجات از سردرگمی با یکی از روحانیون از فامیل های دور تماس گرفتند و مساله را با درخواست استخاره مطرح کردند.
در این چند دقیقه ای که منتظر جواب استخاره بودیم حداقل دل من که آشوب بود. اگر بد بیاید چه !؟ پدرم که منتظر جواب میانه بود و مادرم مدام میگفت «من دلم قرص است، با توکل به خدا میرویم و می آیم.»
جواب استخاره آمد: خیلی خوب.
همین بس که زائر کوی خدا دلش محکم شود و بیش از پیش به رئوف بودن صاحب خانه پی ببرد. حتی اگر میانه هم می آمد چه میشد؟ ولی خداوند متعال این جواب را به سائل حج می دهد. میگوید، بیا.
4. اگر عاشق باشی، اگر معرفت داشته باشی و اگر خدایت را شناخته باشی، رسیده ای. زمان بین راه را که متوجه نمیشوی هیچ، مثل ما آنفولانزای خوکی هم لحظه ای تردید در تو ایجاد نخواهد کرد.
5. یا حق
1. سلام
2. به حول و قوه الهی برای دومین بار دارد توفیق میشود که به حج برویم. در دومین سال متوالی ولی اینبار با خانواده محترم. همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه خبر آنفولانزای خوکی در اذهان مردم پیچید!
3. از آنجایی که فامیل و آشنایان خیلی ما رو دوست دارند، به ما اطلاع میدادند که در رفتنتون تجدید نظر کنید یا تحقیق بیشتری کنید و غیره. این حواشی تا دیشب ادامه داشت تا این که یکی از حاجی های فامیل با ما تماس گرفت و راه درست رو نشونمون داد. حتی با یکی از مسئولین هوایی در جده هم مشورت کرده بودیم ولی با خدا نه!
استخاره نوعی مشورت با خداست. جایی که انسان در حد و توان خود از عقل اسفاده کرده ولی به جایی نرسیده است.
من که یک بار زودتر از خانواده، به حج رفته بودم از اول با پیش کشیدن بحث آنفولانزای خوکی مخالف بودم. نظرم این بود که یک لحظه در مسجد النبی را با هیچ چیز نمیشود عوض کرد. و حالا که توفیق شده باید رفت.
اما خانواده، برای قرص شدن دلشان و نجات از سردرگمی با یکی از روحانیون از فامیل های دور تماس گرفتند و مساله را با درخواست استخاره مطرح کردند.
در این چند دقیقه ای که منتظر جواب استخاره بودیم حداقل دل من که آشوب بود. اگر بد بیاید چه !؟ پدرم که منتظر جواب میانه بود و مادرم مدام میگفت «من دلم قرص است، با توکل به خدا میرویم و می آیم.»
جواب استخاره آمد: خیلی خوب.
همین بس که زائر کوی خدا دلش محکم شود و بیش از پیش به رئوف بودن صاحب خانه پی ببرد. حتی اگر میانه هم می آمد چه میشد؟ ولی خداوند متعال این جواب را به سائل حج می دهد. میگوید، بیا.
4. اگر عاشق باشی، اگر معرفت داشته باشی و اگر خدایت را شناخته باشی، رسیده ای. زمان بین راه را که متوجه نمیشوی هیچ، مثل ما آنفولانزای خوکی هم لحظه ای تردید در تو ایجاد نخواهد کرد.
5. یا حق
دسته :
دل نوشته ها
،
سفر بهشتی
دل نوشته های یک آدم


shenidam jome darin tashrif mibarid makke
be salamati va dele khoosh
eltemase doa kheili ziaaaaaaaaaad
bedonid ye ashenast ke kheili moltamese doa ast
ishalla ke safare manavi por bari dashte bashid :)
التماس دعا